https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/63759
شناسه خبر: 63759
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۲۲
شجاعت و شهامت
راوی عباس تیموری: در عملیات بدر یادم است که وقتی از منطقه چهارراه خندق عملیات دشمن خیلی شدید شروع شده بود فکر میکنم 400 الی 500 تانک آمده بودند توی یک محدوده ای به نحوی که تانکها به هم چفت شده بودند جای پارک نداشتند و همه شلیک می کردند ولی الله چراغچی آمده بود خاکریز زده بود و ما هم مقاومت می کردیم خاکریز به خاکریز عقب می آمدیم پشت آن خاکریز آخری که دپو کرده بودند جاده را بسته بودند آنجا آنقدر آتش دشمن شدید بود که زمان و زمین را از بین می برد در آن منطقه من یادم است فقط حدود 15 یا 16 نفر از مسئولین درجه یک لشگر آنجا بودند واحدی دیگر آنجا نمانده بود بچه ها کشیده بودند عقب و کسانی که آنجا مانده بودند حداقل پنج الی شش عملیات بزرگ را شرکت داشتند و آتش دشمن را دیده بودند شاید بگویم مثلاً از روحیه و ایمان بالایی برخوردار بودند اما بحث این ها نیست بحث آن است که توی آن شرایط محمد رضا را دیدم که دستش مجروح بود از عملیات قبل دستش نیمه فلج بود و روی سینه اش گرفته بود و دیدم در آن شرایط گفت وقت نماز است نماز خواندن توی آن موقعیت و شرایط در فاصله 10 الی 15 متری بحث نارنجک است ، بحث درگیری شدید است ، چه می دانم زمان و زمین به هم پیچیده است بوی باروت از همه جا می آید اما ایشان می گوید وقت نماز است من دیدم که محمدرصا ارفعی همان جا نشسته و چون پشت خاکریز ایستاده نمی شد نماز خواند نشستند و نماز خواندند .