https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/63776

شناسه خبر: 63776
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۲۲

شجاعت و شهامت

راوی مجید اخوان: در عملیات میمک چند مرتبه ای محمد رضا ارفعی به آقای برونسی گفت که من بروم جلو ما می دانستیم که حاجی الان یک چیزی به ایشان می گوید واقعاً سر از پا نمی شناخت مرتب می گفت حاجی من بروم جلو الان کسی نیست الان بچه های ما سرپرست ندارند تا این که برونسی گفت چه خبر است این قدر از عشق بهشت شتاب دارید صبر کن بالاخره با هم می رویم این قدر برای رفتن شتاب نکن و به مزاح نکته دیگری به ایشان گفت و ایشان خندید و سر جایش نشست من می دانستم که این شهید با این حرف آرام نمی گیرد هنوز پنج دقیقه نگذشته بود باز دو مرتبه گفت حاجی من بروم جلو دو سه بار این جمله را تکرار کرد تا این که برونسی گفت یکی بیایددست وپای این محمد رضا را ببندد و همین زیر پله نگاهش دارد ایشان نمی گذارد من کارهایم را انجام دهم ایشان را همین جوری نگهش دارید چون میرود روی ارتفاعات و می رود توی خط مقدم ایشان برای انجام وظیفه وتکلیف واقعاً سبقت می گرفت این طوری نبود که هر وقت مسئولین تشخیص دادند من بروم جلو این بود که می آمد و اصرار می کرد و آن هم در سخت ترین مراحل عملیات .