https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/63808
شناسه خبر: 63808
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۲۲
شجاعت و شهامت
راوی حسین مرادی: یادم است در عملیات والفجر یک منطقه شرهانى وقتى ما به خط زدیم و پشت کار رفتیم قرار بود دستور عملیات داده شود تا ما وارد عمل شویم ما در گردان برونسى کمک بى سیم چى مسؤول مخابرات بودم بى سیم به وسیلهى پشت من حمل مىشد و برادر برونسى هم با بى سیم صحبت مىکرد توى خاکریز نشسته بودیم نصفههاى شب ما را وارد یک کانالى کردند که قبل از ما عراقىها آنجا بودند و کانال را مین گذارى کرده بودند نیرو به ستون حرکت کرده و وارد کانال مى شد محمدرضا ارفعى به برادر برونسى گفت حاجى کانال مین گذارى شده است کانال هم به قدرى گود بود که از پله نردبان پایین مىرفتیم حاجى برونسى بلافاصله به ارفعى گفت از بچههاى تخریب ببرید و مینها را خنثى کنید باید بچهها هر چه سریعتر توى کانال بروند سلاحهاى دشمن هم یکسره کار مىکرد چون قبل از ما فکر مىکنم بچههاى لشگر عاشوراى تبریز وارد عمل شده بودند یادم است چند جنازه آنجا افتاده بود که یادم است آقاى ارفعى آمد و گفت بوى کباب مىآیدازبشبکه های220لیترى تى ان تى استفاده کرده بودند و قصد داشتند که جلوى راه بچهها منفجر کنند وقتى ما این صحنهها را دیدیم بالاخره یک ترسى در وجودمان و دلمان افتاده بود. معلمهاى اخلاق ما از امام بزرگوارمان که بگذریم فرماندهان بودند. آقاى ارفعى وارد کانال شدند و به همراه چند نفر با سر نیزه هایى که همراه داشتند خاک را چین مىکردند و سیمخاردارها را کنار زده و مقدارى مین منفجر کردند و دوباره وارد کانال شدیم ستون درحال حرکت بود و آقاى برونسى بالاى کانال و ارفعى پایین بودند و نیروها را هدایت مىکردند نیروها همین طور که مىرفتند باز مینى زیر پاى یکى از بچهها منفجر شد و یادم است که پس از این حادثه ارفعى که قد کوتاه و هیکل درشتى داشت دوید و رفت و جلوى نیروها راه افتاد عراقىها هم نیروها را زیر کالیبرهایشان گرفته بودند گردان که وارد کانال شد به دیواره کانال تکیه داده بودیم و هنوز رمز عملیات اعلام نشده بود یادم است آقاى ارفعى رفت به حاجى برونسى گفت: حاجى چى شد، صبح شد الان هوا روشن مىشود ما کى مىخواهیم به خط دشمن بزنیم هنوز دستور حمله نداده ا ند، آقا برونسى با تیپ تماس گرفت تا این که دم دمهاى صبح نزدیک اذان صبح بى سیم شروع کرد به پیج کردن ما و ما هم جواب دادیم و عملیات شروع شد گوشى بى سیم راحاجى برونسى گرفت و با گروهانهایش صحبت کرد اولین نفرى که توسط نردبان از کانال بالا آمد خود برونسى بود پشت سرش سایر نیروها آمدند بالا فکر کنم آقاى ارفعى بود از حاجى برونسى سوال کرد که نماز را چگونه بخوانیم؟ حاجى گفت: نماز را در حال راه رفتن بخوانید دیگر ما نیت کردیم و در حال راه رفتن نماز خواندیم عراقىها از قبل پیش بینى کرده بودند و آتش خیلى سنگینى ریختند من یادم است آقاى ارفعى با یکى از گرونها به یک سمت رفت واول عملیات برونسى مجروح شد زمانى که ایشان مجروح شد یادم است بیشتر مسؤولین گردانش که متوجه مجروحیت برونسى شده بودند آمدند بالاى سرایشان از جمله محمدرضا ارفعى حاجى برونسى دستورات لازم را به اینها دادو هر کدام به یک طرف رفتند ما هم حرکت کردیم که دستور عقب نشینى آمد وقتى برگشتیم و پشت خاکریز مستقر شدیم یادم است آقاى ارفعى در آن عملیات مجروح شد و بچههاى گردان به شهرهایشان مراجعه کردند.