https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/63815

شناسه خبر: 63815
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۲۳

شجاعت و شهامت

راوی محمد قاضی: یک شب به ما خبر دادند که یک آمبولانس دست دشمن افاده است قضیه ازاین قرار بود که یک سه راهى وسط دشمن قرار داشت سمت راستش به سمت دشمن مى‏رفت و سمت چپش به سمت ما یک جنازه‏ى عراقى هم آنجا بعنوان نشانه گذاشته بودیم و تابلوى هم نصب کرده بودیم بنده خدا راننده آمبولانس آمده بود به سه راهى که رسیده بود متوجه نشده بود که به چپ بیچد به راست پیچیده بود یک وقت خبر دادند که آمبولانس نیست رفته و توی عراقى‏ها هر چه این طرف و آن طرف زدیم دیدیم نه پیدا نمى‏کنیم برگشتیم پایین و احساس کردیم که کجا رفته است به اتفاق محمد رضا ارفعى و چند نفر از دوستان دیگر به سمت عراقى‏ها حرکت کردیم گفتیم اگر خیلى داخل نرفته بودیم و این آمبولانس را بیاوریم اتفاقاً وقتى آنجا رفتیم فکر هم نمى‏کردیم به دشمن این قدر نزدیک باشد مى‏گفتیم هزار متر یا هشتصد متر فاصله دارند اما وقتى رفتیم دیدم چهار صد پانصد متر بیشتر نیست یک وقت دیدم خمپاره هایشان آنجاست نیروهایشان آنجاست خوب ماشین ما هم که مشخص بود تا این‏ها آمدند کفش و کلاهشان را پیدا کنند ما هم دیدیم جاده گلى است فوراً برگشتیم تا آنها سراغ سلاح سبکشان رفتند ما منطقه را ترک کردیم و کشیدیم عقب.راوی محمد قاضی: یک شب به ما خبر دادند که یک آمبولانس دست دشمن افاده است قضیه ازاین قرار بود که یک سه راهى وسط دشمن قرار داشت سمت راستش به سمت دشمن مى‏رفت و سمت چپش به سمت ما یک جنازه‏ى عراقى هم آنجا بعنوان نشانه گذاشته بودیم و تابلوى هم نصب کرده بودیم بنده خدا راننده آمبولانس آمده بود به سه راهى که رسیده بود متوجه نشده بود که به چپ بیچد به راست پیچیده بود یک وقت خبر دادند که آمبولانس نیست رفته و توی عراقى‏ها هر چه این طرف و آن طرف زدیم دیدیم نه پیدا نمى‏کنیم برگشتیم پایین و احساس کردیم که کجا رفته است به اتفاق محمد رضا ارفعى و چند نفر از دوستان دیگر به سمت عراقى‏ها حرکت کردیم گفتیم اگر خیلى داخل نرفته بودیم و این آمبولانس را بیاوریم اتفاقاً وقتى آنجا رفتیم فکر هم نمى‏کردیم به دشمن این قدر نزدیک باشد مى‏گفتیم هزار متر یا هشتصد متر فاصله دارند اما وقتى رفتیم دیدم چهار صد پانصد متر بیشتر نیست یک وقت دیدم خمپاره هایشان آنجاست نیروهایشان آنجاست خوب ماشین ما هم که مشخص بود تا این‏ها آمدند کفش و کلاهشان را پیدا کنند ما هم دیدیم جاده گلى است فوراً برگشتیم تا آنها سراغ سلاح سبکشان رفتند ما منطقه را ترک کردیم و کشیدیم عقب.