https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/63821
شناسه خبر: 63821
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۲۳
شجاعت و شهامت
راوی سید جعفر رضوی سطوتی: در دورهاى که محمدرضا ارفعى آموزش در پادگان امام رضا علیه السلام مىدید در پایان دوره اردویى در بین مشهد و کلات برگزار شد یادم است محمود کاوه مسئولیت یکى از اردوگاهها را داشت و آقاى عبدى مسئولیت یکى دیگر از اردوگاهها را داشتند هر دو اردوگاه حالت شبیه دره مانند داشت آقاى ارفعى به عنوان چریک انتخاب شده بود که به اردوگاهى که مسئولیتش با کاوه بود نفوذ کند در یک روزى که به اصطلاح بحث چریک و ضد چریک بود حدود 24 یا 48 ساعت ادامه پیدا مىکرد در روز دوم بود که کاوه بچههاى چریکش را جمع کرده بود که آنها را توجیه کند که به اردوگاه دیگر حمله کنند منتهى برادر ارفعى خیلى قشنگ به اردوگاه کاوه نفوذ کرده بود و خودش را تا نزدیکى محل تجمع نیروهاى چریکى که کاوه داشته توجیهشان مىکرده است رسانده بود و یک تکه سنگى را برمى دارد و پرت مىکند وسط این جمعیتى که نشسته بودند و این واقعاً اوج کار یک چریک بود که بتواند در اردوگاه مقابل نفوذ کند و تا حدى نزدیک به شود که شیئى را در وسط نیروهاى تجمع کننده بیندازد شاید به عنوان یک نارنجک انداخته بود این کار ارفعى براى بچههاى آن گروه خیلى به اصطلاح سنگین شده بود خلاصه دورهاش مىکنند و او را مىگیرند و کتک زیادى هم مىزنند ولى خودش مىدانست که حالا بر فرض این که چریک دشمن باشد دیگر کسى از آنها نمىماند که بگیرند کتکش بزنند من یادم است که وقتى مربىها دور هم جمع شده بودند بالاخص محمود کاوه خیلى از این مطلب خوشش آمده بود و خیلى از ایشان تعریف مىکرد مىگفت کارش قابل تحسین بود با این که بچهها را توجیه کرده بود ولى ایشان خیلى راحت توانسته بود نفوذ کند.