https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/63823
شناسه خبر: 63823
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۲۳
توجه به امور معنوي
راوی معصومه ارباب: شیرین ترین خاطره ای که از ایشان دارم در ایام ماه رمضان بود که قصد کردم روزه بگیرم سحر از خواب بلند شدم و سحری خوردم . صبح که از خواب برخاستم تشنه بودم ولی پدرم هر بار مرا از خوردن آب منع می کرد و مرا مجبور به استقامت و صبر تشویق می کرد . به مدرسه رفتم لیکن از تشنگی بی تاب بودم و با لیوان آبی روزه ام را شکستم . موقع افطار من ناراحت سز سفره نشسته بودم . پدرم که فهمید من ناراحت هستم علت را پرسید و من هم تمام جریان را برای ایشان تعریف کردم بعد ایشان گفتند : دختر خوبم روزه هنوز به تو واجب نشده است و چون تو با صداقت مطلب را بیان نمودی و این هم اولین روزه ات بوده است انشاءالله خداوند هم از تو قبول خواهد کرد . بعد هم یک هدیه ای به من دادند یک چادر و یک سجاده نماز که هنوز یادگاری نگه داشتم.