https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/63846

شناسه خبر: 63846
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۲۳

عشق به جهاد

یکی از دوستانش تعریف می کرد او را سوار ماشین کردم تا به ترمینال برساند که از آنجا عازم جبهه شدم در بین راه سعی کردم او را از رفتن منصرف کنم لذا با یاد آوری مسئولیتهایش در قبال خانواده تزلزلی در وی ایجاد کردم . لحظه ای درنگ کردم و سپس گفت ماشین را نگهدار می خواهم بقیه راه را پیاده بروم چون شما نزدیک بود من را از رفتن به جبهه باز دارم .