https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/63864
شناسه خبر: 63864
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۲۳
خاطرات جنگي
راوی حسین نادهی : در مرحله ی اول عملیات کربلای 5 شرکت کردیم که طی برگزاری آن عملیات تعدادی از نیروها شهید، مجروح و یا مفقود شدند. تعداد کمی از کادر باقی مانده بود. منتظر دستور فرماندهی بودیم. اطلاع دادند که نقطه ای دچار مشکل شده و نیاز به کمک دارد. حاج حسین محمدیانی بچه ها را داخل یک سنگر عراقی جمع کرد و گفت: شما وظیفه تان است که بیایید. همگی حرکت کردیم و در نقطه مورد نظر مستقر شدیم. حاجی تا صبح آنجا بود و صبح برای آوردن تیپ 106 تحرکات دشمن را زیر آتش گرفت. منطقه آرام شد. ما دوباره به موضع قبلی برگشتیم. مجدداً از ما خواسته شد که به نیروها کمک کرده و در گیر شوید. این بار هم حاج حسین خواست که او را همراهی کنیم. من گفتم: شاید فرماندهی از امکانات ما اطلاع ندارد و به حاج حسین می گفتم: که به آنها بگویید که از کادر ما جز 10 الی 12 نفر بیشتر باقی نمانده.ایشان مطلب را به فرماندهی اطلاع داد ولی فرماندهی مجدداً تأکید کرد که به کمک شما نیاز است و با امکاناتی که دارید بروید. و بعدها متوجه شدم که فرماندهی خود از موقعیت و تعداد نیروهای ما خبر داشته اند و من همیشه از این موضوع نزد حاجی شرمنده می شدم.