https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/63884
شناسه خبر: 63884
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۲۳
تواضع و فروتني
راوی حسین حلاجیان : یادم است توی مسجدی نمازمی رفتیم. یک شب یکی از بچه ها که بعداً شهید شده داوود مزینانی، دیدم آب توی چشمهایش جمع شده وبه من نگاه می کند حاج حسین محمد یانی هم ما را تحویل نمی گیرد پرسیدم چی شده است ؟ گفت سلامش کردم جواب نمیدهد خوب حاجی را چون ما می شناختیم می دانستیم که چنین روحیاتی ندارد فهمیدیم که متوجه سلام ایشان نشده است من رفتم پیش ایشان و گفتم حاجی فلانی انیجورگفته است خلاصه باید بروی وراضیش کنی گفت من اصلاً متوجه نشدم اصلاً ایشان را ندیدم رفت وبه دست و پای شهید مزینانی افتاد و خلاصه صورتش را بوسید ودستش را بوسید و آقای میزینانی همین طورمتعجّب مانده بود ضمن این که خوشحال شد پی به اشتباهش هم برد.