https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/63994
شناسه خبر: 63994
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۲۳
امدادهاي غيبي
راوی غلامرضا محبوب : یک مرتبه که در فاو بود به جبهه رفتم و خدا فرزند دوم ابراهیم را به او داده بود و من آنجا که رفتم به ابراهیم گفتم:چرا شما مرخصی نمی روید. الآن شما بچه ات سه ماهه است و او را ندیده اید. هر چه گفتم، قبول نکرد. آن موقع ابراهیم غواص بود. با چند تا از همرزمهایش به داخل آب رفته بودند تا از سنگرهای دشمن خبر بگیرند که همرزمهایش از آب که بیرون آمدند ابراهیم را ندیدند و تا دو ساعت بعد از نصف شب در آب دنبال ابراهیم می گشتند. بعد از یک شبانه روز ابراهیم را دیدیم و پرسیدیم که شما کجا بودید و چکار می کردید. تا ابراهیم گفت: در آب گمشده بودم و بیست و چهار ساعت در آب بودم و هرکجا که بیرون می آمدم منطقه دشمن بوده است که بعد ابراهیم تعریف کرد که در آب شروع کردم به خواندن ذکر واقعه را یاد کردم و دعا بسیار خواندم که دیدم نوری سبز دورم را گرفته و یکنفر به من گفت: دستهایت را روی چشمهایت بگذار من هم همین کار را کردم و وقتی دستهایم را از روی چشمهایم برداشتم خودم را در منطقه خودمان دیدم.