https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/64033

شناسه خبر: 64033
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۲۳

حجب و حيا

راوی عباس گل محمدی : شبی آقای محبوب در چادر پرسنلی که مسئولیت آن با من بود نشسته بودند که ناگهان برق چادر قطع شد و چادر تاریک شد، در همان لحظه آقا ابراهیم خطاب به من گفت: گل محمدی خیلی وقت است که می خواهم مطلبی را به تو بگویم اما خجالت می کشم، الان که چادر تاریک است بهترین موقع برای گفتن آن مطلب می باشد، ایشان گفت: من به هیچ وجه از آن نیروهایی که فقط کار اداری و دفتری انجام می دهند و اهل کارهای رزمی و دفاعی نیستند خوشم نمی آید. من از صراحت سخن ایشان خیلی خوشم آمد. اما پس از مدتی که سوابق حضور خودم را در میادین جنگی برای ایشان بازگو کردم خیلی خوشحال شدند و به من گفتند: گل محمدی حالا راضی شدم.