https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/64052

شناسه خبر: 64052
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۲۳

خواب و روياي ديگران درمورد شهيد

راوی سعید رئوف : یک شب خوابی برای ابراهیم دیده بودم که برای برخی از دوستان و همسنگریهای او نقل کردم. یک روز که در جبهه بودم ابراهیم پیش من آمد و گفت: پدر شنیده ام خوابی برای من دیده ای، لطف بفرمایید و آن خواب را برایم تعریف کنید: من هم شروع به تعریف کردم و گفتم: خواب دیدم همین چادری که در آن به سر می بریم به دو طبقه تقسیم شده است، من در چادر نشسته بودم که ناگهان شما با دو نفر دیگر که هرکدام از آنها در طرفی از شما قرار گرفته بودند وارد چادر شدید و به طبقه بالا رفتید، من هم به دنبال شما آمدم وقتی مرا دیدی از داخل ساکت جعبه خرمایی در آوردی و به من گفتی پدر جاناین خرماها را بعد از زیارت آقا ابا عبد الله (ع) از بازار کربلا تهیه کرده ام و به من تعارف کردی.