https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/64080

شناسه خبر: 64080
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۲۳

عشق شهادت

راوی فاطمه مجیدی رادکانی : در عملیات والفجر 8 با آنکه مجروحیت زیادی پیدا کرده بود وظیفة ما بود که جهت عیادت به خانه ایشان برویم، یک بار جلو در خانه با یکی از همسایه ها ایستاده بودم و صحبت می کردیم، همسایه ما به جوانی که از دور عصا بدست می آمد اشاره کرد و گفت: نگاه کنید ببینید همه جوانهایمان مجروح هستند، بعد که جوان نزدیکتر شد، دیدم، ایشان حاج حسین آقا، اخوی بنده هستند، از دور با چهره ای گشاده و خنده برایت می آمد که از ما خبری بگیرد. گفتم: حسین آقا مجروح شدید، ایشان گفت: نه چیزی نیست، دعا کنید شهید بشوم. بنده گفتم: امیدوارم که همیشه زنده باشید، دوباره تأکید کرد که دعا کنید شهید بشوم.