https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/64167
شناسه خبر: 64167
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۲۴
تواضع و فروتني
راوی حسین جعفری: در پایان ماموریت به همان صورت که پیاده می رفتیم تا به قطار سوار بشویم در کنار رستمعلی نوری قرار گرفته بودیم من رو کردم به ایشان و گفتم علی جان ماموریت تمام شد حالا برمی گردیم و می رویم در این ماموریت که دیگر سالم هستیم و به شهادت نرسیدیم می خواهم بدانم که من به تکلیفم عمل کرده ام خوب انجام داده ام از من راضی شدی یا راضی نیستی حداقل من بدانم که شما از من راضی هستید که با خوشحالی از اینجا برگردیم و برویم رضایت فرمانده گردان را داشته باشیم ایشان از بس که تواضع داشت دوست نداشت هیچ کس را از خودش پایین تر ببیند همیشه سعی می کرد افراد را از خودش بالاتر ببیند اینجا که نتوانستد این را به زبان بیاورد که من از شما راضی هستم و من این را دوست داشتم که بگوید که من از شما راضی هستم . یا شما تکلیفتان را انجام دادید و این را هم به زبان بیاورد یک چیز دیگر را مطرح کرد نکند شما با این صحبت ها به من بگویید که من نتوانسته ام راضی نگه دارم من باید از بچه ها توضیح بخواهم که از من راضی هستند یا نه نکند مرگ من نزدیک است و نکند که بچه ها ار نتوانسته ام راضی راضی نگه دارم من باید بروم و از بچه ها پوزش بخواهم که آیا از من راضی هستند یا نه من هر چه اصرار کردم از این نیست من میخواهم ببینم که به تکلیفم عمل کرده ام یا نه از من راضی هستند یا نه آخر هم به زبان نیاورد و من احساس کردم که ایشان هیچ گاه راضی نیستند به زبان بیاورند همین که بگویند من از شما راضی هستم فکر می کنم خودشان را بالاتر از من می گیرند.