https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/64177
شناسه خبر: 64177
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۲۴
خاطرات نحوه مجروحيت
راوی علیرضا صابری مقدم: در عملیات کربلای 10 پا به پای رستمعلی نوری بودیم از مرحله ای که حرکت کردیم آمدیم یک یا دو شب در سنندج خوابیدیم بعد آمدیم به یکی از مقرها صبح بعد از نماز اعلام کردند که دشمن آمده قرارگاه تاکتیکی را گرفته است حرکت کردیم به خط مقدم تا این که به خط اول رسیدیم از پای کار شروع به جنگیدن کردیم من به اتفاق آقای نوری سه مرتبه از قله پائین آمدیم به خاطر این که گردان اسد ا... در محاصره بود دشمن روی ارتفاعات مسلط و مشرف بود دم دم های غروب گردان اسد ا... با رسیدن امدادهای غیبی از محاصره نجات پیدا کرد وقتی گردان اسدا... از محاصره در آمد ایشان گفتند من بروم و آخرین هماهنگی را داشته باشم و ایشان پایین آمدند در حین پائین آمدن از ارتفاعات خمپاره ی 60 آمد و با ماشین برخورد کرد و بنزین آن آتش گرفت و ایشان مجروح شد با توجه به این که مجروح شده بود و در حالت کما به سر می برد دوست نداشت که او را به عقب انتقال بدهند دوست داشت در همانجا بماند اگر لیاقت شهادت را داشته باشد در همانجا به شهادت برسد با اصرار دوستان او را به تهران انتقال دادند و در بیمارستان بستری کردند.