https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/64277
شناسه خبر: 64277
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۲۴
خاطرات سياسي
راوی فاطمه قدسی : یک دفعه فردی به پاسگاه روستا خبر داد که آقای محمد صادق قدسی عکس و اعلامیه امام خمینی را آورده وقتی به گوش ژاندارمری رسید گفته بود ما میروم وتمام عکس های آقا را جمع می کنیم زمانی که مردم آمده بودند که آقا قدسی را بگیرند آقای قدسی گفته بود من میرم و جلوی آنها را میگیرم و ماشین آنها را به آتش می کشم و نمی گذارم آنها به طرف ما بیایند.