https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/64309

شناسه خبر: 64309
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۲۴

پيش بيني شهادت

یک روز اسدا… بسته ای را به من داد که روی آن نوشته شده بود کاملاً محرمانه استفاده ممنوع حتی شما . و گفت : این امانت را نگه دار. وقتی پرسیدم اسدا… جان این بسته چیست ؟ گفت : تو کارت نباشد که چیست فقط آن را نگه دار. گفتم : حالا تا کی باید این بسته را نگه دارم اسدا… در جواب گفت : تا ظهور امام زمان (عج) برای بار دوم که تکرار کردم گفت : تا قیامت . من این بسته را به امانت نگه داشتم . در طول مدت مفقودی او که دوازده سال طول کشید با یکی از پرسنل سپاه مشورت کردم و او هم گفت: شاید در این بسته چیزی یا نوشته ای باشد که در پیدا کردن او کمک کند . من هم بدون اینکه کسی از افراد خانواده متوجه این کار شود بسته را باز کردم . در آن بسته ، یک نوار که محتوی آن راز و نیاز با خدا با صدای خودش بود ویک دفتری که نوشته هایش همان محتوی نوار بود وجود داشت . من این امنت را نگه داشتم تا زمانیکه خبر شهادتش را به ما دادند . بعد از دوازده سال در مراسم خود شهید از این نوار استفاده کردیم و موضوع را برای خانواده ام تعریف کردم . روز اول ما از این نوار استفاده کردیم در روز دوم مراسم شهید که از این نوار استفاده کردیم همسایه ی ما که اهل تهران بود گفت : من شهید را در خواب دیدم که با چهره نورانی آمد و پرسید ؟ آقای باور و خواهرم نیستند ؟ من برادر خانم آقای باور هستم . در دلم گفتم : عکسی که از شهید درمراسم دیدم اینقدر نورانی نبود ایشان که خیلی نورانی است . همسایه به شهیدمان گفته بود : بله آنها هستند حتماً سر کار هستند . شهید دوباره برگشت و گفت: من آمده ام به شما بگویم که به خواهرم بگویید آن امانت را به هیچ کس ندهد . در ضمن به او بگویید که کسالت ایشان برطرف شده است . به یاری خداوند وبه برکت مراسم شهید در منزلمان درمدت کوتاهی کسالت ناعلاج من برطرف شد و من فهمیدم که شهید ناظر بر اعمال ماست . لذا تصمیم گرفتم که امانت ایشان را به هیچ کس ندهم چون هیچ کسی غیر از من و شهید از وجود امانت خبری نداشت .