https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/64311

شناسه خبر: 64311
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۲۴

تولد و کودکي

فرزند اول ما پسر بود و بعد از آن خداوند پنج دختر به ما داد . اهل روستا می گفتند : فلانی فقط یک پسر دارد و خداوند پسری دیگری به او نمی دهد . این موضوع مرا بسیار اذیت و آزار می داد . در دل خود نذر کردم اگر خداوند به من یک پسر عطا کند . هر ساله به اسم حضرت زهرا (س) سمنو در مسجد پخش کنم . هنوز یک سال از آن جریان سپری نشده بود که خداوند حاجت من را برآورده کرد . وپسری به من داد که اسم او را اسدالله نامیدیم ، و هر ساله در ماه محرم سمنوی نذری را در مسجد بین مردم پخش می کردم . البته نذر دیگری نیز داشتم . در روستا مردم زمانی که حاجت خود را از خداوند می گرفتند در روز عاشورا روسری یا پارچه ای بر عکس امام حسین (ع) می بستند من نیز این نذر را کردم که اگر خداوند به من پسری بدهد . پارچه ای سبز به عکس امام حسین (ع) ببندم . و خداوند بعد از مدتی (کمتر از یکسال ) اسدالله را به من داد . و من نیز در روز عاشورا نذر خود را ادا نمودم .