https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/64324

شناسه خبر: 64324
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۲۴

احساس مسؤليت

راوی علی فهمیده قاسم زاده: یک روز من منزل ایشان بودم ولی مادرشان حضور نداشتند ناگهان چند نفر آمدند قاسم را در حالیکه غرق در خون بود آورده و روی زمین خواباندند و لباسهای خونی ایشان را هم داخل کیسه کردند و به کناری گذاشتند و گفتند : نگران نباشید قاسم فقط چند جرا حت برداشتند چونکه در مسیر طرقبه که داشتیم برای آموزش نیروهای بسیجی می رفتیم تصادف کرده و مجروح شده اند . من آن روز زمانی که مادر ایشان آمدند منزل خودمان رفتم و فردای آن روز برای جویا شدند از احوال قاسم به منزل ایشان رفتم که دیدم ایشان نیستند . زمانیکه از مادر ایشان پرسیدم که قاسم کجاست ؟ گفتند : قاسم با همان سر بخیه زده و مجروح ، و با همان حالیکه عملشان کرده اند دو مرتبه برای آموزش رفته اند .