https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/64330

شناسه خبر: 64330
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۲۴

خاطرات بعد از مجروحيت

راوی سکینه سیدی علوی: یک دفعه محمّدقاسم مجروح شد و به مدّت 4 ماه در بیمارستان شرکت نفت تهران بستری بود . پس از مدّتی به یکی از بیمارستانهای مشهد منتقل شد . بعد از چند روز ا زمسئولین بیمارستان در خواست نمود که به خانه بیاید . برای پانسمان زخمهای پاهایش 2 مرتبه از طرف بیمارستان به منزل ما آمدند که محمّدقاسم به آنها گفت : شما دیگر لازم نیست که به منزل ما بیائید . به مجروحین دیگر برسید . من خودم پاهایم را شستشو و پانسمان می کنم . در طول 9 ماه هر روز قاسم خودش پانسمان پایش را عوض می کرد . یک روز دیدم که تشک محّل خوابش را روی سرش گذاشته و با همان پاهای زخمی خودش را روی زمین می کشد و به طرف کمد می رود . گفتم : مادرجان ، مگر من نیستم که شما این کارها را می کنید . گفت : نه ، مادرجان این مسائل نیست . من باید کم کم خود کفا شوم و بتوانم زودتر به جبهه بروم .