https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/64342

شناسه خبر: 64342
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۲۴

تواضع و فروتني

راوی حیدری ایوب: شهید هاشم آراسته نقل می کرد: یک روز در داخل کانتینر پرسنلی که مرکز اسناد و دفاتر بود در حال استراحت بودیم. یک دفعه دیدم که محمد قاسم موحدی یک لیوان قرمز پلاستیکی را برداشت و با پای گچ گرفته اش به سمت تانکر آب حرکت کرد. من هم بلند شدم و به کنار تانکر آب که رسیدم دیدم در حال آب خوردن است خیلی ناراحت شدم و گفتم: برادر قاسم، موقعیکه ما اینجا در حال استراحت و بیکار هستیم چرا به ما نمی گویید که آب می خواهید. ما افتخار می کنیم که برای شما آب بیاوریم نه به عنوان اینکه فرمانده ما هستی بلکه به عنوان یک برادر که در کنار ما هستید. یک لبخندی زد و گفت: این کار از دست خودم برمی آید. با توجه به اینکه سخت است ولی اینطور نیست که نتوانم انجام دهم.