https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/64404
شناسه خبر: 64404
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۲۴
فعاليت در بسيج
راوی معصومه علی آبادی : اوایلی که جنگ شروع شده بود ما با برادر شوهرم حسن آقا در یک حیاط زندگی می کردیم و ایشان بیکار بود.یک روز همسرم به علی آقا گفت:" شما الآن 19 سال عمر داری تا کی می خواهی بیکار بگردی؟ به دنبال کار و کاسبی برو. نمی بینی پدرت نمی تواند کار کند، شما زندگی دارید باید از لحاظ خرجی زندگی به پدرت کمک کنی." ایشان گفت:" عموجان، شما که نمی دانی من روزها کجا می روم. من روزها سر کار قنادی و شب ها به مسجد می روم. ایشان دو سه شب به خانه نیامد . نگران او شدیم و به دنبالش از همه سراغ گرفتیم که یکی از دوستانش گفت : علی در بسیج اسمش را برای جبهه نوشت و به جبهه رفت .