https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/64414

شناسه خبر: 64414
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۲۴

آخرين وداع با خانواده

راوی معصومه علی آبادی : سری آخر که می خواست به جبهه برود من گفتم : علی آقا پسرمان تازه متولد شده ، یک ماه دیگر صبرکن بعد برو . گفت :" نه من مسئولیت دارم و نمی توانم اینجا بایستم " و بعد ساکش را برداشت و از اتاق بیرون رفت . همسایه مان را که علی به او خاله می گفت در حیاط دید ، و آنطور که همسایه برایم تعریف کرد گفت: من به علی آقا گفتم: کجا می روید ؟ ایشان گفت : خاله به جبهه می روم و این بار سالم برنمی گردم اگر هم بیایم با تابوت می آیم . دوست دارم که ایران اسلامی پیروز باشد . من شهید شدم اشکال ندارد . چون در راه دین و اسلام شهید می شدم . فقط خدا کند که به دست عراقیها اسیر نشوم .