https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/64426
شناسه خبر: 64426
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۲۵
شجاعت و شهامت
راوی محمد تقی صادق جوادی: « شهید می گفت : وقتی در جبهه بودم عدّه ای از برادران بسیج مشغول دیدن آموزش خنثی کردن مین بودند و من از آنها دور بودم . ناگهان صدای انفجار مهیبی به گوشم رسید . چند ماشین در آنجایی که من بودم قرار داشت بلافاصله پریده و یکی از ماشینها را برداشتم و از محلّی که تقریباً بلند بود پریدم و خود را با عجله به برادران رساندم ، دیدم که عدّه ای از برادران مجروح و چند نفر نیز به شهادت رسیده اند ، بقیّه هم مشغول گریه و زاری هستند ، در همان حال سیلی محکمی بصورت یکی از بسیجیها زدم که چرا ماتم گرفته اید ؟ باید شجاع باشید و به این چیزها هراسان نشوید بلافاصله دستور دادم شهداء را جمع آوری کنند و مجروحین را در ماشین گذاشتیم و من آنها را به جایی که مستقر بودیم رساندم روز بعد برادر بسیجی از دست من به فرماندهی شکایت کرده بود که مرا فلانی سیلی زده ، وقتی مرا احضار کردند و من به آنجا رفتم برادر مسئول از من سؤال کرد که شما سیلی به صورت ایشان زده اید ؟ گفتم : بله ، گفت : چرا ؟ گفتم : برای اینکه فرد بسیجی باید دلیر و نترس باشد و اگر قرار باشد ما از چند مجروح و چند شهید هراسان شویم چگونه می توانیم عملیّاتهای بزرگ انجام دهیم ، باز برادر سؤال کرد : برادر جوادی ، من مشاهده کردم که شما به چه سرعتی از بلندی پریدی آیا فکر نکردی که ماشین مال بیت المال است ؟ گفتم : چرا ، ماشین مال بیت المال است ولی برادران بسیجی را که به شدّت مجروح شدند را نباید دست کم گرفت . برادر مسئول سری تکان داد و چیزی نگفت . »