https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/64482
شناسه خبر: 64482
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۲۵
حالات معنوي قبل از شهادت
راوی زهرا رجبی: یکی از دوستانش می گفت که آقای غزنوی قبل از شهادتش، شب را تا صبح بیدار بود و عبادت می کرد، زیارت عاشورا می خواند و به این دعا خیلی علاقه داشت. دیگر همرزمانش همان روز خیلی با او شوخی می کردند و می گفتند بابا امروز تو خیلی نورانی شدی، ما نمی گذاریم تو به خط مقدم بروی، می خواهی ما را تنها بگذاری؟ یکی دیگر از دوستانش بنام آقای شیخ جوادی می گفت: آن روز من همراه ایشان بودم. می گفت جلوی او دویدم و گفتم: من امروز نمی گذارم تو جایی بروی. تو امروز خیلی نورانی شده ای. گل محمد به او لبخندی زده و گفته بود: نه بابا ما کجا و شهادت کجا؟ من که لیاقت شهادت را ندارم. برای شناسایی منطقه می روم تا ببینم خط چطور است؟ برنامه چیست؟ سه بار همرزمانش جلوی ماشین او را گرفتند و گفتند ما نمی گذاریم شما بروید. گل محمد از ماشین پیاده شده بود و دست و صورت اینها را بوسیده بود و گفته بود اینطور که شما فکر می کنید نیست. ما لیاقت شهادت نداریم. تا شما یک چایی درست کنید ما بر می گردیم. اما رفتند دیگر برنگشتند. گل محمد غزنوی به همراه بی سیم چی اش، هر دو به شهادت رسیدند.