https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/64493

شناسه خبر: 64493
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۲۵

شجاعت و شهامت

راوی زهرا رجبی: خواب و رویای شهید 2-عشق و توسل به ائمه 3- توجه به تحصیل و علم آموزی 4- بعد از مجروحیت در عملیات بدر در منطقه ای مستقر شده بودیم که در کنار جاده ی خندق بودو عرض این جاده در حدود 5 یا 6 متر بیشتر نبود. طبق دستوری که به ما داده بودند در پشت خاکریزی که در کنار جاده بود پدافند کرده بودیم. شب اولی که در آنجا مستقر شدیم آتش سنگینی روی دشمن ریختیم و صبح که شد دشمن به ما پاتک زد و با تانک هایی که داشتند به سمت ما پیشرویی کردند. این قدر جلو آمدند که یکی از این تانک ها که فکر می کنم تانک فرمانده این عملیات بود رسید به پشت خاکریز به گونه ای که لوله تانک آمد و روی ما که در پشت خاکریز دراز کشیده بودیم قرار گرفت. هنگامی که می خواست به این طرف خاکریز سرازیر شود ناگهان خاموش شد. در همین لحظه گل محمد سریع بلند شد و رفت روی برجک تانک و درب آن را باز کرد و افرادی را که داخل آن بودند بیرون کشید و بچه ها حسابی آنها را کتک زدنهد اما به علت شدید شدن درگیری آنها توانستند فرار کنند. بچه ها هر چه سعی کردند که تانک را روشن کنند تا این که بتوانند از آن استفاده کنند ولی نتواستند و از آن به عنوان یک سنگر دفاعی استفاده کردیم. بعد از مدتی که از شروع عملیات گذشت فقطمقدار اندکی از مهمات باقی مانده بود و وسیله ای هم نداشتیم تا به عقب برگردیم و مهمات تهیه کنیم بعد از یک لحظه که گذشت دیدم گل محمد سوار بر موتور است و به عقب بر می گشت تا برای بچه ها مهمات بیاورد. در صورتی که جاه در دید کامل دشمن قرار داشت و جاده در دید کامل دشمن قرار داشت و جاده را زیر آتش گرفته بودند. با توجه به این که عده ی زیادی از بچه ها به شهادت رسیده بودند و تعداد اندکی از بچه ها زنده مانده بودند روحیه مان را تا حدودی از دست داده بودیم ولی وقتی شجاعت و شهامت ایشان را دیدیم باعث تقویت روحیه مان شد و به مبارزه ادامه دادیم. شب که شد. گل محمد رفت و یک دستگاه بلدوزر را که ازعراقی ها در منطقه مانده بود آورد تا این که خاکریز را بزند. قبل از این که شروع به زدن خاکریز کنیم با بچه ها نشستیم تا در مورد فردا برنامه ریزی کنیم که ناگهان صدای صوت خمپاره ای به گوشمان رسید. خمپاره آمد و در وسط بچه ها به زمین خورد ولی خوشبختانه عمل نکرد و اگر این خمپاره عمل می کرد شاید یک نفر از این جمع سالم نمی ماند.