https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/64505

شناسه خبر: 64505
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۲۵

آخرين وداع با خانواده

راوی زهرا خموش رضوانی: - محبوبیت شهید نزد دیگران 2- تشویق نیروها شبی که گل محمد می خواست به جبهه برود برای خداحافظی به روستا آمد به ایشان گفتم: داداش شما پایت مجروح است و به سختی راه می روی با این پایت و این وضعیت بد جسمانی، خوب لااقل چند روز دیگر بمانید. گفت:نه باید بروم آخر آمدند دنالم. و همینگونه که صحبت می کرد اشکهایش هم می ریخت و ادامه داد: داشتم نماز می خواندم بعد از سلام نماز شهید فاضل حسینی پیشم آمد به او گفتم: حاجی درها که بسته بود چگونه وارد شدی. ایشان خنده ای کرد و آمد کنارم نشست و کمی با هم گپ زدیم. موقع خداحافظی به من گفت: برادر در منطقه منتظر شما هستم. بهمین دلیل من باید بروم. درآنجا فکر کردم که ایشان خواب شهید فاضل را دیده است ولی بعدها فهمیدم که واقعاً شهداء زنده هستند و محمد آقا خواب ندیده است.