https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/64544
شناسه خبر: 64544
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۲۵
ديدگاه شهيد
راوی گل بخت طاهرانی: روزی یکی از دوستانش نقل می کرد: با اتفاق محمد آقا و چند نفر از دوستان در کنار موتور آب در روستا نشسته بودیم که ارباب منطقه با ماشین آمد. وقتی می خواستیم بلند شویم و به ایشان سلام کنیم محمد آقا اجازه نداد و گفت:" بنشینید تا خودش بیاید". بعد ارباب آمد و رو به آقای غزنوی کرد و گفت:" آقای غزنوی به هر حال من از شما بزرگترم و احترامم واجب است". محمد آقا در جواب گفت:بله حرف شما کاملاً منطقی است ولی مادامی که پسر شما به پدر من که از او بزرگتر می باشد احترام نگذارد توقع احترام گذاردن من را نداشته باشید.