https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/64546
شناسه خبر: 64546
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۲۵
خواب و روياي ديگران درمورد شهيد
راوی گل بخت طاهرانی: برادرم گل محمد یک روز قبل از اینکه به جبهه برود به منزل ما آمده بود وقت اذان وضو گرفت و رو به من کرد و گفت : خواهرم وقت اذان است تو هم وضو بگیر و نمازت را اول وقت بخوان تو باید از کار دنیا دست برداری ونمازت را اول وقت بخوانی کار دنیا هیچوقت تمامی ندارد من هم فوراً وضو گرفتم ونمازخواندم . وقتی او را درحال نماز خواندن دیدم با تمام وجود احساس کردم که او در برابر خدا ایستاده و با او حرف می زند همانجا به من الهام شد که این بارآخری است که اورا می بینم . او به جبهه رفت و همان بار به شهادت رسید.