https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/64593

شناسه خبر: 64593
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۲۵

خاطرات نحوه مجروحيت

راوی فاطمه نوقانی: یادم می آید سال65 همزمان با عملیات کربلای 5 بود که آقا هادی مجروح شدند. شب جلسة دعایی در منزل مادر ایشان که عمه من هم می شوند بود و من چون هروقت آقا هادی به جبهه می رفتند به آنجا می رفتم. آن شب بعد از اتمام جلسه در حال صحبت کردن بودیم که تلفن به صدا در آمد، عمه جان گوشی را برداشتند و با خوشحالی گفتند که آقا هادی است، بعد از چند دقیقه صحبت کردن گوشی را به من دادند و بعد از کمی حرف زدن متوجه شدم که صدای ایشان ضعیف است و با یک حالت خاصی صحبت می کردند، از او پرسیدم را صدایتان گرفته و ضعیف است؟ آقا هادی پاسخ داد:" شما اصلاً ناراحت نباشید این حتماً به خاطر دوری راه است." و بعد از چند روز فهمیدم که ایشان در عملیات کربلای5 مجروح می شوند و در بیمارستان بستری می شوند. این طور که خود آقا هادی بعداً تعریف کردند در حین عملیات تیروی به بازوی دست راستشان برخورد می کند و از آن طرف در می آید به طوری که خیلی آسیب می بیند، بعد برای آن که بچه ها از موضوع با خبر نشوند و همین امر خللی در کار ایجاد نکند بدون اینکه کسی متوجه شود چفیه خود را بر می دارد و دور دستش می بندد و با همان وضعیت به نبرد ادامه می دهد و بعد از چند دقیقه به دلیل اینکه خون زیادی از ایشان رفته بود بیهوش می شوند و توسط برادران رزمنده به عقب منتقل می شوند و از آنجا به بیمارستان تهران منتقل می شوند و بعد از چند روز هم با ما تماس می گیرند ولی به خاطر اینکه ما ناراحت نشویم چیزی در مورد مجروحیت خودشان به ما نگفتند.