https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/64609
شناسه خبر: 64609
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۲۵
امدادهاي غيبي
راوی صدیقه کفشکنان: روزی مادرم نقل می کرد زمانی که هادی دو ساله شده بود یک روز ظهر که خوابیده بودم ایشان که تازه راه افتاده بود بلند می شود و کنار حوض آب می رود و داخل حوض می افتد. وقتی بیدار شدم دور و برم را نگاه کردم دیدم هادی نیست. بلا فاصله خودم را به داخل حیات رسانده و دیدم هادی داخل حوض افتاده است سریع ایشان را از آب بیرون آورده و در آغوش گرفتم و از خانه بیرون زدم و سریع یک تاکسی گرفتم و او را به بیمارستان رساندم. در بین راه مرتب می گفتم: یا امام رضا(ع) من پسرم را از تو می خواهم. جلوی در بیمارستان که رسیدیم دیدم بچه دارد نفس می کشد رانندة تاکسی با دیدن این صحنه گریه اش گرفت و گفت: قربان این عقیدة شما بشوم. وقتی دکتر ایشان را معاینه کرد گفت: مشکلی ندارد که ما حل کنیم تنها کاری که کردند: آبها را از شکمش خارج کردند.