https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/64702

شناسه خبر: 64702
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۲۶

روی مین نمی رویم

حدود بیست نفر از بچه های گناباد بودیم که شهید بزرگوار، رضا ابراهیمی انتخاب مان کرده بود و وارد پادگان ظفر در ایلام شدیم. خدمت آقا رجب که ابهت خاصی داشت، رسیدیم و شهید ابراهیمی شروع کرد به تعریف کردن از ما. آن قدر از محسنات بچه ها تعریف کرد که حد نداشت. آقای سالاری نزدیک تر بود. با خودش گفته بود این طوری که این تعریف می کند این ها فردا شهید می شوند. صحبت آقا رضا که تمام شده بود آقای سالاری که آدم خوش صحبتی هم بود و هست، گفته بود: ببخشید! شما فرمانده گردان هستید، اما جسارتاً من هم حرف هایی دارم. و گفته بود: هر چه این آقای ابراهیمی گفت، درست است. این بچه ها واقعاً حرف ندارند، اما این را بدان که اگر فردا توی عملیات به ما گفتی بروید روی مین، نمی رویم. ما از جبهه فرار نمی کنیم، اما روی مین هم نمی رویم. آقای ابراهیمی دید پنبه هایش رشته شد، گفت: عجب باجناق باصداقتی داریم ما.