https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/64728

شناسه خبر: 64728
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۲۶

تواضع و فروتنی

به پوتین‌هایش نگاه کردم و گفتم: «حاجی شما فرمانده یک لشکر هستید. این چه پوشیدنی است. یک لحظه صبر کنید.» میدانستم شماره پاهای ابوحامد با پاهای خودم یکی است. یک جفت پوتین آمریکایی که یکی از دوستان برایم هدیه آورده بود را به ابوحامد دادم. چیزی نگفت. همان جا پوتین‌ها را به پا کرد. می‌خواستم پوتین‌های قدیمی را دور بیاندازم که قبول نکرد. پوتین ها را توی پلاستیک گذاشت و همراه خود برد.یک هفته با کمال تعجب دیدم که دوباره همان پوتین‌های قدیمی را به پا کرده است. گفتم «حاجی از پوتین‌های جدید خوشتان نیامد؟» سریع گفت «نه اتفاقا خیلی هم خوب بودند ولی جایی برای نماز رفته بودم وقتی آمدم بیرون پیداشون نکردم» و خندید. بعدها فهمیدم همان روز وقتی برای سرکشی به خط می‌رود. پوتین‌ها را به یکی از برادران در خط داده است.