https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/64739
شناسه خبر: 64739
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۲۶
عشق به جهاد
زمانی که برادر رفیعی بخاطر جراجت شدیدش از ناحیه پا در بیمارستان قائم مشهد بستری بود من به ملاقاتش رفتم وایشان در آن دیدار روکرد به من و گفت: آقای مهدویان راستش ، دیشب که شنیدم قرار است عملیات داشته باشیم من خیلی ناراحت شدم از اینکه نکند یک وقت دکتر بخواهد در چنین وضعیتی پای مرا عمل کند ، اصلاً من راضی به عمل نیستم ، من می خواهم بروم منطقه ، اگر فرصتی شد بعد از عملیات بر می گردم تا پایم را عمل کنم . خلاصه دیشب با ناراحتی صحیفه ی سجادیه را برداشتم ودعای مخصوص رزمندگان را خواندم و در همان حال روبه امام رضا گفتم: آقا یعنی می شود من در این عملیات نباشم واز فیض زیارت برادرانی که به هم قول دادیم تا همگی آنجا باشیم محروم باشم . با همین ذکر وحال به خواب رفتم ، در عالم خواب آقایی را دیدم که به من فرمود : تو می توانی در این عملیات شرکت کنی . صبح که دکتر آمد گفت : آقای رفیعی پای شما خیلی بهتر از گذشته شده گفتم: من می خواهم بروم منطقه ودکتر در حالی که از شنیدن این حرف خیلی تعجب کرده بود هیچی نگفت .
راوی : علی مهدویان