https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/64758

شناسه خبر: 64758
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۲۶

خاطره شماره 6 - شهید حسن آقاسی زاده شعرباف

مادرشهيد: دستور نمي داد نمي خواست به کسي ظلم بشود ؛ داخل خانه تابع نظم بود ، مثلا اگر چاي مي خواست سعي مي کرد خودش بريزد ، به خواهرش دستور نمي داد حتي وقتي هم که بزرگ شد همين طور بود . سر سفره موقع ناهار با خانمش نشسته بوديم يک مرتبه بلند مي شد ، مي گفتم : مادر کجا ؟ مي گفت الان بر مي گردم . وقتي بر مي گشت ، دو تا پياز دستش بود و مي نشست . مي گفتم چرا به بقيه نگفتي ؟ مي گفت : اشکالي ندارد من بروم بهتر است ، کسي اذيت نمي شود .