https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/64839

شناسه خبر: 64839
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۲۶

اخلاص عمل

راوی عبد العباس خلف: یک روز مدیر عامل هواپیمایی اهواز به اتفاق خانواده اش میهمان من بودند که آقای آغاسی زاده هم به میهمانی من آمد، پس از لحظه ای صحبت به من گفت:‌ لطفاً از آقای مدیرعامل درخواست نمایید اگر امکان دارد تعدادی بلیط هواپیما در اختیار ما قرار دهد تا به عنوان تشویقی به رزمندگان اعم از سپاهی و ارتشی و بسیجی بدهیم تا در رفتن به مرخصی از آن استفاده نمایند. من پیشنهاد ایشان را به آقای مدیر عامل گفتم و او نیز قبول کرد و گفت:‌فردا به دفتر من بیایید و بلیطها را تحویل بگیرید. روز بعد وقتی جهت گرفتن بلیطها رفتم آقای مدیر عامل گفت: یکی از بلیطها را به نام آقای آغاسی زاده صادر و به او داده تا در رفتن به مطخصی ایشان نیز با هواپیما برود. بلیطها را گرفتم و به نزد آقای آغاسی زاده رفتم و گفتم: یکی از بلیطها به نام شما صادر تا شما هم بوسیلة هواپیما به مشهد بروید. ایشان بسیار ناراحت شد و گفت: می خواهید مرا جهنمی کنید؟ مگر من برای خودم گفتم؟‌ خداوند مرا نبخشد اگر بخواهم به فکر خودم باشم- من گفتم:‌حالا اشکالی ندارد، بنا به گفته آقای مدیرعامل یکی از بلیطها به نام شما صادر شما نیز باید از آن استفاده نمایید آقای آغاسی زاده گفت: اگر به من بدهید من آن را پاره می کنم و اگر بخواهید زیاد اصرار کنید مرخصی ام را لغو می کنم و ما را مجبور کرد بلیطی را که به نامش صادر شده بود باطل کردیم.