https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/64932
شناسه خبر: 64932
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۲۶
خبر شهادت
راوی علی عامل : شبی که حاج رمضان عامل شهید شده بود من در ایلام بودم. آن شب خواب دیدم اما به خاطر خستگی زیاد چنان متوجه مفهوم خواب نشدم. فقط صبح که بیدار شدم پریشان و مضطرب بودم از برادرم خبری نداشتم . تصمیم گرفتم که به منظور کسب اطلاع به اهواز بروم . به محض رسیدن به اهواز تا چشم یکی از دوستان به من افتاد خواست خودش را از من مخفی کند. از این برخورد ایشان متوجه شدم که شاید برای برادرم اتفاقی افتاده باشد. گفت : کجا می روی ؟ گفتم : آمده ام از برادرم خبری بگیرم. گفت: بیا باهم تا سایت برویم. آن جا کاری دارم بعد برمی گردیم. گفتم: برویم. حدود سه، چهار ساعتی طول کشید تا به مقصد رسیدیم . ظاهراً می خواست یک وسیله فراهم کند تا به اتفاق به مشهد بیاییم. من در این فرصت به داخل یکی از چادرها رفته و نشسته بودم. بچه ها از همه جا بی خبر بودند و مرا نمی شناختند در همین هنگام یکی از نیروها وارد چادر شد و گفت: این عامل ترکش به کجایش اصابت کرده است؟ تا این مطلب را شنیدم فهمیدم که برادرم مجروح یا شهید شده است و از من پنهان می کنند. برای پیدا کردن دوستم از چادر بیرون آمدم تا اصل جریان را از ایشان بپرسم. ایشان گفت: یک ترکش خورده و صبح به اهواز رفته و پیدایش می کنیم. گفتم: اگر مجروح است و در اهواز بستری چرا صبح به من نگفتی که به ملاقاتش بروم. راستش را بگو. گفت: شهید شده است . با اتوبوس به سمت تهران حرکت و از آنجا به مشهد رفتیم. وقتی به مشهد رسیدیم که جنازه را تشییع و دفن کرده بودند.