https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/64968
شناسه خبر: 64968
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۲۶
عشق به جهاد
راوی ناصر حافظی : در عملیات خیبر که پیش حاج رمضان عامل بودم یادم است که از آب جدا شده بودیم آمدیم داخل خشکی. مقداری نظم نیروها به هم ریخته بود هر کسی برای خودش داشت مسیری را که قبلاً پیش بینی کرده بود پیشروی می کرد. یک سری از بچه ها جلو بودند و یک سری از عراقی ها وسط ما بودند. در آن لحظه گوشی بیسیم را عامل به من داد و گذاشت پیش بیسیم و به من گفت یک اسلحه بگیر. خودش هم آر پی جی را برداشت و دنبال سر عراقی ها راه افتاد. یادم است عراقی ها با تیربار بدجوری راه را بسته بودند و ایشان به قصد دور زدن آن رفت و مسیر را طی کرد. وقتی عراقی متوجه شد که ایشان دارد به سویش می رود شروع به فرار کرد و ایشان مهلتش نداد و با آرپیجی شلیک کرد و به کمر عراقی خورد چون ما نزدیک بودیم روی زمین خوابیدیم.