https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/65004
شناسه خبر: 65004
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۲۶
فکاهي وقايع خنده دار
راوی هادی سعادتی : در یکى از روزهاى حضورمان در خرمشهر همراه برادر عامل و جمعی از دوستان کنار رود آب ایستاده بودیم که یک دفعه یکى از برادران به نام آقاى قارونى (که اکنون جانباز است) از پشت سر برادر عامل را به داخل آب هل داد، همگى با دیدن این صحنه زدند زیر خنده، برادر عامل وقتى از آب خارج شد با اینکه تمام لباسهایش خیس شده بود و همه به او مىخندیدند چیزى نگفت و رفت. بعد از چند لحظهاى دیدم برادر عامل در حالى که لباسهایش را عوض کرده، به طرف من مىآید، وقتى نزدیک شد خیلى آهسته به من گفت: اینها را که مىبینى پوشیدهام، لباسهاى صمد است، حالا کار تو این است که من را به داخل آب بیندازى تا ببینم چطور به خیس شدن لباسهاى خودش مىخندد.من هم او را انداختم داخل آب و صمد که از همه جا بى خبر در حال شنا بود با افتادن آب توى رود زد زیر خنده و جالب این بود که برادر عامل خیلى عادى، بى آنکه بخندد، نزدیک صمد رفت و عینک او را برداشت و روى چشم خودش گذاشت (شوخى هایش هم همیشه از روى فکر بود).