https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/65015

شناسه خبر: 65015
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۲۶

سخنراني شهيد

راوی رمضان علی عامل گوشه نشین : در حین عملیات والقجر 3 در حال شنود بى سیم‏هاى عراقى بودیم یک فرمانده عراقى به فرمانده رده پایین‏تر خود گفت: "برو جلو، من قبلاً که تو را تشویق کردم و به تو درجه دادم" او در جواب گفت: "نمى‏توانم جلو بروم آتش زیاد است." فرمانده گفت: اگر پیش روى نکنى پدرت را در خواهم آورد. برو جلو اگر موفق بشوى و پیشروى کنى یک درجه دیگر به تو مى‏دهم". اصرار فرمانده رده بالا و امتناع رده پایین و اظهار ناتوانى او به اینجا ختم شد که: فرمانده رده بالا گفت: اگر پیش نروى اعدامت مى‏کنم پدرت را در مى‏آورم ارتباط بین این دو نظامى عراقى براى لحظاتى قطع شد. بعداز چند لحظه مجدداً ارتباط بى سیم آن دو برقرار شد که فرمانده رده پایینى گفت: متن جلو رفتم خاکریز ایرانیها را فتح کردم ایرانیها فرار کردند. فرمانده رده بالاتر گفت: پدر سوخته، من که مى‏بینم تو هنوز همانجاى اولت هستى تو که نرفتى و سر جایت هستى. او جواد داد: چکار کنم؟ نمى‏گذارند پیشروى کنم. حتى صدام حسین با سرهنگ جاسم تماس گرفته و به او وعده درجه سر تیپى دادکه مقاومت کنند و ایرانیها را شکست بدهد. نهایتاً در همانجا درجه سرتیپى را براى سرهنگ جاسم تصویب کرد و به او این عمل را اطلاع دادند. این هجوم و عقب نشینى‏ها نه شبانه روز ادامه داشت، روز نهم دشمن با ناامیدى تمام نیروهایش را فرا خواند و نیروهاى در محاصره هم خودشان را تسلیم نیروهاى اسلام کردند.