https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/65150
شناسه خبر: 65150
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۲۶
لحظه و نحوه شهادت
در یکی از شبهای عملیات کربلای 5، سه تا گردان از نیروها باید به خط می زدند، امّا به علّت عدم ارتباط بی سی می و مخابراتی، سردار قالیباف به بنده و آقای محمد شالچی و آقای خضرایی مأموریت داد که خودمان را به قرارگاه تاکتیکی برسانیم. از آنجا تا قرار تاکتیکی حدوداً 4 کیلومتر راه بود و به خاطر آتش سنگین دشمن، شاید 400 بار زمین گیر شدیم و هر خمپاره ای که می آمد شهید به ما و آقای شالچی می گفت: به خیر و خلاصه در طول مسیر به خاطر روحیة شهید خضرایی، کارمان خنده بود و پس از اینکه ما به قرارگاه رسیدیم و پیام ها را به قرارگاه دادیم، و همراه یک جیپ به نقطة رهایی برگشتیم. در طول عملیات، حاج باقر قالیباف به شهید خضرایی می گوید شما بروید کمی استراحت کنید، چون ایشان تا روز سوّم عملیات نخوابیده بود. وقتی ایشان داخل سنگر رفت تا استراحت کند حتی چشمهایش هم مثل کاسة خون بوده ولی تحمل نکرده و دوباره به خط برگشت و به گفتة دوستان هنگام خارج شدن از سنگر، یکی از خمپاره های ؟؟؟ در کنار سنگر اصابت می کند و ترکش آن هم به پشت حاج رضا می خورد ایشان به شهادت می رسد.