https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/65209
شناسه خبر: 65209
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۲۷
شرح عمليات
راوی محمد حسن نظر نژاد : این عملیات در تاریخ 61/1/4 انجام شد. عملیات فوق در سه محور انجام گردید: 1- محور اول منطقه رتابیه و کوههای میش تاغ 2- محمو دوم رودخانه کرخه سمت سایت 4 و 5 3- محمر سوم دشت عباس به سمت پادگان عین خوش و تنگه ابو غریب نیروهای خراسان متشکل از 48 گردان رزمی بود و مأموریت داشت ارتفاعات میش داغ و سایت پنج را آزاد کند ، پس به سمت مرز حرکت و خود را به ارتفاعات همرین و جاده بین المللی فکه برساند و از آن طرف هم سمت چپ عملیات را تنگه چزابه وصل نموده و کاملا دشمن را به محاصره خود در آورد . تا این سایت 100 کیلومتر راه بود . نیروهای خراسان در شب 61/1/4 به فرمان فرماندهی کل سپاه پاسداران با رمز یا زهرا (س) عملیات را آغاز کردند و بعد از چند ساعت خط دفاعی دشمن را در هم شکستند و خود را به پشت خطوط دوم دشمن رساندند ، ناگفته نماند بعد از درگیری شدید بین نیروهای اسلام و رکن دو گردان از نیروهای ما به محاصره دشمن افتادند چون آنها از روی شیار مستقیما به سمت ارتفاعات در حرکت بودند و با سرعت خودشان را به قلب دشمن رساندند و ما نتوانستیم نیروهایی را که باید پشت سر آنها را پر کند برسانیک به همین علت آنها به محاصره در آمده بودند . وقتی که من متوجه شدم خودم را به آنجا رساندم و با فرماندهان گردان از جمله برادر ابوالفضل رفیعی و عبد الحسین برونسی صحبت کردم و آنها با آرامش خاطر به من گفتند که شما هر طوری که شده این محاصره را از پشت سر ما بشکنید و راه تدارکاتی ما را باز کنید ما هم انشاء ا... می رویم تا آتش توپخانه دشمن را که در پشت ارتفاعات است از کار بیندازیم ، ما دو گردان دیگر را به فرماندهی محمد امینی و برادر اصغر سمیعی مأموریت دادیم تا به یاری آنها بشتابند ، از محور دوم نیروهای تهران و قم و شیراز و دیگر شهر ها خودشان را به سایت پنج رسانده بودند . از محور سوم نیروهای اسفهان و تبریز خودشان را به تنگه ابوغریب و پل یازینب رسانده بودند. ما در اینجا می بایست سایت 5 را آزاد می کردیم وگرنه این دو محور به محاصره دشمت در می آمد، در این موقعیت از قرارگاه مرکزی ورتب با ما در تمای بودند و می خواستند که هرچه زودتر خودمان را به سایت 5 برسانیم کاری بس مشکا که از عهده هر انسانی خارج بود . چرا که در مقابل ما بیش از 500 تانک و نفربر و قریب به 4 الی 5 گردان توپخانه دشمن در کمین بود . می بایست اینها را در هم می کوبیدیم تا سایت 5 را آزاد کنیم و خودمان را به جاده اصلی فکه ، اندیمشک فکه ابوغریب برسانیم ما نمی دانستیم جواب فرماندهی را چه بدهیم ، با تمام قدرت و توان تصمیم گرفتیم که این مسئله را هرچه زودتر حل کنیم . بچه های بسیجی و سپاهی پی در پی خبر از پیروزیشان را به ما می دادند ، ناگهان یک خبر ناگوار ما را تکان داد از قرارگاه گفتند که سه گردان از محور سوم ارتباطشان قطع شده است . تمام نقشه هایی که در نظر داشتیم همه بر باد رفته بود و غبار غم بر صورت فرماندهان و مسئولین نشسته بود . تا آنجا که من اطلاع داشتم برادر محسن رضایی حالش منقلب و تحت نظر پزشک بود ساعت حدود 2 بعد از نصف شب بود که از قرارگاه مجددا با ما تماس گرفتند و گفتند : که شما به کجا رسیدید گفتم ما از چپ سایت خودمان را به ارتفاعات 180، 136، 112 و جاده بین المللی فکه رساندیم. دیدیم برادری که در پشت بیسیم بود به آرامی می گفت : خدا به شما جزای خیر بدهد ، هرچه در توان دارید انجام دهید هنوز صحبتهای ما قطع نشده بود که دیدم آن برادر با خنده های بسیار بلند گفت : مژده... برادر حمید نیا پرسید که چه شده است ؟ گفتم نمی دانم. آن برادر بی سیمچی است که ارتباط آن سه گردان که در تنگه ابو غریب بودند با ما بر قرار شد . آنها پشت دشمن را کاملا بسته اند و قرارگاه و لشگرهای عراق را به تصرف خودشان در آوردند این خبر ما را بسیار خوشحال و امیدوار کرد حدودا بیست گردان را آماده کردیم و با قدرت هرچهه بیشتر به دشمن یورش بردیم ، ساعت هشت صبح سایت 5 را آزاد کردیم ، روزها رادیو مستقیما از منطقه عملیاتی گزارشها را به ما می داد و صدای خوشحالی مردم را نیز به گوش رزمندگان می رساند، در این عملیات ستون فقرات دشمن در هم شکسته شد و ارتش عراق طعم تلخ یک شکست را که برای آنها همیشه ناامید کننده بود چشید.