https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/65213

شناسه خبر: 65213
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۲۷

سعه صدر

راوی محمد حسن نظر نژاد : محور آقای نظر نژاد در عملیات کربلای 5 مجروح شده بود و در بیمارستانی در تهران او را بستری کرده بودند و من نیز از این موضمع بی اطلاع بودم، درست همزمان با عملیات کربلای 5 فرزند کوچکم که به علت بیماری مدت چهل روز در بیمارستان بستری بود فوت کرد و ایشان از موضوع فوت فرزندمان خبر نداشت.تا اینکه نیمه های شبی فرزند چهار ساله ام دیدم از خواب بیدار شده و دارد گریه می کند. پرسیدم چرا گریه می کنی؟ گفت: خواب دیدم تفنگ بابا از دستش افتاده است. با شنیدن این حرف احتمال دادم که آقای نظر نژاد مجروح شده باشد. پس از گذشت مدتی کوتاه از این خواب روزی حاجی به خانه تلفن زد بعد از سلام و احوال پرسی گفتم: از بیمارستان تلفن می زنید؟ گفت: نه گفتم:چرا شما در بیمارستان بستری هستید؟ گفت: شما از کجا می دانید که من در بیمارستانم؟ جریان خواب دیدن فرزندمان را برایش تعریف کردم. از من سئوال کرد حال بچه چطور است؟ - قبلاً اطلاع داشت که مریض است- با اندکی مکث گفتم: بچه ای وجود ندارد. گفت: حاج خانم خدا به شما صبر بدهد. انشاءالله که غم آخرتان باشد. از این حرف ایشان تعجب کردم و گفتم: مگر فرزند شما نبوده است، چیزی نگفت. از ایشان پرسیدم کی به مشهد می آیی؟ گفت: دو سه روز دیگر می آیم و پس از گذشت دو روز به مشهد آمد.