https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/65243
شناسه خبر: 65243
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۲۷
حج
راوی محمد حسن نظر نژاد : یک روز که پدرم از منطقه برگشته بود، از محل کارشان تلفن زدند و گفتند: به حاج آقا بگووید به اینجا بیایند کارشان داریم. به محل کارشان رفتند. وقتی به خانه آمدند به مادرم گفتند یکی دو روز دیگر می خواهم به مکه بروم. مادرم باور نکرد و گفت شوخی می کنید. پدرم گفت: به محل کارم که رفته بودم من را صدا زدند و گفتند: شما جزء افرادی هستید که برای رفتن به مکه قرعه به نامشان درآمده است. بعد از دو سه روز پدرم به مکه رفت. همسایه ها گفتند آقا محمدحسن چقدر زود به منطقه برگشتند. گفتم: پدرم به منطقه نرفت، به مکه رفتند. تعجب کردند و باورشان نمی شد.