https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/65251

شناسه خبر: 65251
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۲۷

عشق به ائمه اطهار

راوی محمد حسن نظر نژاد : معمولاً هر وقت آقای نظرنژاد از منطقه برمی گشت اول به زیارت حرم مطهر می رفت و بعد به خانه تشریف می برد . یک روز به محل کارم آمد پس از سلام و احوال پرسی به ایشان گفتم : از کجا می آیی ؟ گفت: الان از منطقه آمدم . گفتم : از سر و ظاهر تمیزت معلوم است که در منطقه نبودی . رو به من کرد و گفت : الان می خواهم به حرم بروم لباس هایم خاکی بود آنها را عوض کردم . به شوخی گفتم : اگر با لباس خاکی می رفتی شاید آقا زیارتت را بهتر می پذیرفت . لباس هایش را از داخل ساک در آورد و آنها را تکان داد و گفت : می بینی چقدر پر خاک است . با این لباس ها که نمی توانی به زیارت رفت . بعد از مدتی که با هم صحبت کردیم خداحافظی کرد و به حرم رفت .