https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/65323

شناسه خبر: 65323
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۲۷

شرح دستگیری

ساواک با احتمال درگيري و قيام مردمي به قصد تسلط بر اوضاع مأموران زيادي را آورده بود. با محاصره کامل مسجد براي دستگيري سيد، منتظر پايان سخنراني و پراکنده شدن جمعيت بود.با پايان سخنراني يک ساعت از خاتمه منبر گذشت. اما جمعيت هر لحظه در مسجد و خيابانهاي اطراف بيشتر مي‌شد. مأموران براي دستگيري، به سيد نزديک شدند. با وحشت از مردم، محترمانه از او خواستند سوار ماشين شود.در اين ميان شخصي از ميان جمعيت با صداي بلند فرياد زد:مردم، مردم، سيد را بردند. همهمة مردم بالا گرفت.مردم به سوي ماشين هجوم آوردند، ماشين حامل سيد داشت حرکت مي‌کرد که شخصي به نام مهدي يوسفي خود را جلوي لاستيک ماشين انداخت و فرياد زد: نخواهم گذاشت سيد را ببريد. مگر از روي جسدم بگذريد.بلافاصله شخصي به نام ماشاء‌الله ژاکت فروش دست به اقدام مشابه زد. مزدوران ساواک يک وقت متوجه انبوه مردم در جلوي ماشين شدند آنها حرکت را از ماشين سلب کرده بودند. با تيراندازي مأموران به سمت مردم سنگ و آجر به سمت نيروهاي ساواک باريدن گرفت. در نتيجة اين اقدام زبونانة ساواک، راه باز شد و عده‌اي شهيد و مجروح شدند و ماشين به سوي سازمان امنيت حرکت کرد.سيد در زندان در اتاقي تنگ و تاريک در گوشه‌اي غرق در افکار خويش بود که صداي باز شدن در، او را بخود آورد. مردي ميان سال، لاغر و قد بلند با چهره‌اي خشن جلو آمد و گفت:ـ فکر کرديد اين مملکت صاحب ندارد و هر کاري خواستيد بايد انجام دهيد؟سيد با بي‌اعتنايي چزي نگفت. او بار دوم گفت: بارها به شما گفته بوديم که اين کارها عاقبت خوشي نداره ـ به فکر آسايش و رفاه خودتان باشيد تا خرابکاري؟او تلاش داشت سيد چيزي بگويد اما بي‌فايده بود.به دستور او مأمور مخصوص شکنجه از راه رسيد لحظاتي بعد مشت و لگد به سوي سيد سرازير شد. سيد با گرسنگي و با سر و صورتي خون‌آلود آن شب را به صبح رساند. بدين گونه از دوران آزادي از زندانِ تهران هنوز يک ماهي نگذشته بود که براي دومين بار هاشمي‌نژاد روانه زندان شد. مبارزات سيد و حمله صريح او به شخص شاه باعث شده بود که او را محکوم به اعدام کنند. اما اعتراضات مردمي وتلاش علما مانع اجراي حکم شد و سرانجام او را در مشهد به مدت 91 يا 93 روز در يک سلول انفرادي و تاريک از همان نوع سلولها که در زمان رضاخان قلدر در داخل لشکر 77 خراسان ساخته بودند، بسر برد.