https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/65401
شناسه خبر: 65401
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۲۷
شرط ازدواج با همسرش رفتن به سوریه بود؛
محسن حیدری برادر شهید که 2 سال از شهید کوچکتر است درباره حضور برادرش گفت: شهادت آرزوی برادرم بود. 26 سال سن داشت و پنج ماه از عروسی اش گذشته بود. آرزو داشت به سوریه برود. پسر عمه ام نیز در سوریه به شهادت رسیده است. گاهی در پارک می نشستیم به من می گفت: محسن آرزویم این است که شهید شوم، آرزو دارم پیش حضرت زینب (س) بروم.
وی ادامه داد: وقتی ازدواج کرد گفتیم دیگر به سوریه نرو، اما گفت نمی شود و باید بروم. گروه 35 بود که به سوریه رفت و در حدود چهار سال است که به سوریه می رود. قبل از ازدواج به همسرش گفته بود که رفت و آمد به سوریه را قطع نمی کنم و همسرش قبول کرد.
حیدری به خصوصیات رفتاری برادرش اشاره کرد و گفت: آدم بسیار خوبی بود، همه دوستش داشتند و از او راضی بودند. در دانشگاه افغانستان رشته معدن خوانده بود. وقتی درسش تمام شد به ایران آمد تا به سوریه برود. ماهم گفتیم یا علی برو، نمی توانیم جلویت را بگیریم.
برادر شهید تصریح کرد: ما خودمان در ایران به دنیا آمدیم و تا هشت سالگی در ایران بودم و بعد به افغانستان برگشتیم. همه دوستانمان و شهدایمان در ایران هستند. دلمان اینجاست.