https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/65443

شناسه خبر: 65443
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۲۷

هر که از جبهه سالم برگشت با آذر ازدواج کند!

همسر شهید ادامه می‌دهد: «سال 1365 پسر خاله‌ام لطف‌الله با شهید رشوند با هم راهی میدان نبرد می‌شوند و همان ابتدا با هم عهد می‌بندند که هر کدام از جبهه سالم برگشت به سراغ آذر برود، با او ازدواج کند تا دیگر در آن خانه نماند و سختی نکشد. عبدالرشید هشت ماه در جبهه بود. در مدت حضورش در جبهه جانباز شد اما پرونده‌ای نداشت.طبق قراری که این دو با هم گذاشته بودند، لطف‌الله در شلمچه به شهادت می‌رسد و قرعه به نام عبدالرشید می‌افتد. بعد از شهادت لطف‌الله مراسمی در روستا برایش برگزار شد که من و پدر را راهی روستا کرد. خیلی خوشحال بودم که به روستایمان می‌روم. وقتی وسایل لطف‌الله را آوردند و وصیتنامه‌اش را خواندند ایشان از من در وصیتنامه‌اش یاد کرده و عکس من را هم همراه خودش برده بود. مدتی گذشت تا اینکه در سال 1368 خانواده عبدالرشید برای خواستگاری به منزل پدرم آمدند. من هم به خواستگاری شان جواب مثبت دادم. 9ماه طول کشید تا عید سال 1369 زندگی مشترکمان را در کنار خانواده برادرش که جانباز قطع نخاع بود آغاز کردیم. 250هزار تومان پول نقد مهریه‌ام بود که با شهادتش بخشیده شد. من آن زمان 17سال داشتم.