https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/65924
شناسه خبر: 65924
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۳۴
پيش بيني شهادت
قبل از عید بود که برادرم حسن می خواست برود از ایشان خواستم نرود گفتم : بعد شما را با هواپیما می فرستم ولی ایشان گوش نکرد و دختر کوچکم سحر به پاهی من چسبید و می گفت : عمو را نگذارید برود چون عمو شهید می شود و نمی آید و در واقع به دخترم الهام شده بود وهم به برادرم حسین که به شهادت می رسد به ایشان گفتم : بیا و نرو به جبهه ولی ایشان به حرف من گوش نکرد و به جبهه رفت و بعد از اینکه وی به جبهه رفت خواب دیدم که می خواهد سال تحویل شود و بلندگو اعلام کرد که آقای حسن قلی زاده شهیدی از جبهه های جنگ که از خواب بیدار شدم ولی بعد از سه روز خبرشهادتش ونیز پیکر مطهرش را آوردند .