https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/66457
شناسه خبر: 66457
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۴۲
خاطرات سیاسی
به روایت از رقیه علی آبادی : در سال 1357 یک روز در مدرسه بودم. مدرسه ما پهلوی مدرسه راهنمایی بود که جواد در آن درس می خواند. حدود ساعت 9 صبح بود که دیدم یک گروه از دانش آموزان مدرسه راهنمایی از دیوار یکی یکی پایین می پرند و داخل کلاسها می شوند و کلیه عکسهای شاه را می شکستند که ناگهان دیدم جواد نیز در بین آنهاست و دیدم جلو آمد و گفت: نترس ما فقط قاب عکسهای شاه را می شکنیم و می رویم.